Our Business Status During COVID-19 (CLICK HERE - ساعات کار کتابفروشی در دوران قرنطینه (اینجا را کلیک کنید

In order to prevent the spread of COVID-19, our bookstore is open on weekdays from 10am to 5pm (closed on weekends).
Meanwhile we will ship online orders with Canada Post (Canada, USA and Worldwide).
Please be aware: Delivery times may be longer than normal. We do appreciate your understanding of the situation.
بازدید کننده و خریدار گرامی بخاطر پیشگیری از گسترش ویروس کرونا، کتابفروشی در حال حاضر فقط در روزهای هفته (دوشنبه تا آدینه) و از ساعت ۱۰ صبح تا ۵ عصر باز است، اما برای رفاه حال شما بخش فروش آنلاین فعال هست و مشکلی برای ارسال کتاب به سراسر کانادا, امریکا و بقیه نقاط جهان وجود ندارد
لطفن فقط در نظر بگیرید که بنا به شرایط موجود زمان ارسال و دریافت سفارش‌ها ممکن است چند روزی بیشتر از قبل باشد – با سپاس

Description

زن زیادی
کارگردان : تهمینه میلانی

بازیگران : مریلا زارعی ، امین حیایی ، پارسا پیروزفر ، السا فیروزآذر ، کیکاوس باکیده ، مهدی امینی خواه ، الناز فیروزآذر ، آرمیتا مرادی ، زندیش حمیدی ، آزیتا رایجی ، فریبا مرتضوی ، نسرین شهبازی

گروه کارگردانی : سیامک خواجه وند ، الناز فیروزآذر ، کاوه سجادی حسینی
نویسنده : تهمینه میلانی
تهیه کننده : محمد نیک بین
مدیر تولید : یوسف صمدزاده
مدیر فیلمبرداری : فرج اله حیدری
گروه فیلمبرداری : علی کنگرلو ، محمد حیدری ، اعلاء میرطالبی ، فربد حیدری
عکس : علی نیک رفتار
فیلمبردار پشت صحنه : پامچال حمیدی
طراح صحنه و لباس : کیوان مقدم
گروه صحنه و لباس : سینا ییلاق بیگی ، احمد ترابی
صدابردار : اسحاق خانزادی
دستیار صدابردار : حمید گورانی
طراح چهره پردازی : مهری شیرازی
چهره پرداز : امیر ترابی ، آزیتا میلانی
جلوه های ویژه : داوود رسولیان
مدیر تدارکات : داوود ناظمی
گروه تدارکات : داوود ناظمی ، حجت ناظمی
خدمات : ذبیح اله رستمی
حمل و نقل : منوچهر زندی ، حمید امیری

سال : ۱۳۸۳
مدت : ۹۰ دقیقه

سیما معلم است و همراه با فعالیت های جانبی دیگر با همکاری زنان محلی چرخ زندگی را به تنهایی می چرخاند.شوهرش احمد کار درست و حسابی ندارد و در عوض مدام در حال ولخرجی و عیاشی است. روزی احمد به سیما می گوید که یکی از دوستانش فوت کرده و او باید همسرش را به روستای زادگاهش ببرد. سیما سعی می کند همراه احمد برود اما احمد نمی پذیرد. تا این که وسط راه پلیس احمد و صبا را می گیرد و سیما برای رهاشدن آنها مجبور می شود ادعا کند که صبا خواهرزاده اش است. هر سه به مسیر ادامه می دهند تا آنکه جاده به دلیل بارندگی بسته می شود و همه مجبورند در هتلی بین راه، شب را سر کنند. در این میان معلوم می شود رحیم، معلم مدرسه شهر کوچک مجاور، همسرش را کشته. سیما نیمه شب سری به ماشین شان می زند که با رحیم مواجه می شود. چون با او که زنش را به خاطر خیانت کشته احساس همدلی می کند او را از دست پلیس نجات می دهد و قول می دهد که فردا دوباره سری به او بزند. فردا همراه با احمد و صبا به دنبال رحیم می آیند و بحثی بین همه شان درمی گیرد که معلوم می شود صبا زندگی بسیار سختی داشته و شوهرش او را می فروخته و او با دزدی و سرکیسه کردن مردها روزگار می گذرانده، احمد به او در مورد سیما دروغ گفته و می خواسته اغفالش کند. رحیم هم پیش از شنیدن حرف های زنش، او و پسرخاله اش را کشته، در حالی که واقعاً گناهکار نبوده اند. رحیم عصبانی می شود و از احمد می خواهد او را بکشد. با هم درگیر می شوند و رحیم با اسلحه خودش کشته می شود. دست آخر سیما و صبا بدون توجه به فریادهای احمد، با هم دور می شوند

Additional information

Weight 0.050 kg
Dimensions 17 × 2 × 21 cm

Reviews دیدگاه‌ها و نظرات

preloader