Our Business Status During COVID-19 (CLICK HERE - ساعات کار کتابفروشی در دوران قرنطینه (اینجا را کلیک کنید

In order to prevent spread of COVID-19 virus, our Bookstore will be CLOSED until further notice.
Meanwhile we will ship online orders with Canada Post (Canada, USA and Worldwide).
Please be noticed: Delivery times may be longer than normal. We do appreciate your understanding of the situation.
بازدید کننده و خریدار گرامی بخاطر پیشگیری از گسترش ویروس کرونا، کتابفروشی در حال حاضر و تا اطلاع بعدی بسته است، اما برای رفاه حال شما بخش فروش آنلاین فعال هست و مشکلی برای ارسال کتاب به سراسر کانادا و امریکا و بقیه نقاط جهان وجود ندارد
لطفن فقط در نظر بگیرید که بنا به شرایط موجود زمان ارسال و دریافت سفارش‌ها ممکن است چند روزی بیشتر از قبل باشد – با سپاس

Description

جایی برای زندگی
کارگردان : محمد بزرگ نیا

بازیگران : عزت اله انتظامی ، هدیه تهرانی ، آتیلا پسیانی ، هانیه توسلی ، فردوس کاویانی ، مهدی میامی ، عمار دهقانی تفتی ، قاسم زارع ، مریم بوبانی ، خسرو احمدی ، رضا کیانیان ، ولی شیراندامی ، اکبر قدمی

دستیار اول کارگردان : مصطفی احمدی
برنامه ریز : مصطفی احمدی
انتخاب بازیگر : رضا کیانیان
منشی صحنه : زینت رضا
نویسنده : محمد بزرگ نیا
طرح اولیه داستان از : جمال امید
تهیه کننده : حسن بشکوفه
مدیر تولید : شهرام زاهدی
دستیار تولید : طاهر امانی
مدیر فیلمبرداری : حسین جعفریان
دستیار فیلمبردار : منصور ظهوری
عکس : بابک برزویه
تدوین : عباس گنجوی
طراح صحنه و لباس : پروین صفری
آهنگساز : مجید انتظامی
صدابردار : ساسان نخعی
صداگذار : پرویز آبنار
طراح چهره پردازی : مهرداد میرکیانی

سال : ۱۳۸۳
مدت : ۹۵ دقیقه

با شروع جنگ، خانواده بزرگ عیدی محمد که ساکن استان ایلام است، با مسائل و مشکلاتی رو به رو می شود. یکی از دامادهای او عراقی است و تصمیم می گیرد همراه با داماد دیگر به عراق برود. به همین سبب رعنا و حامد که هر دو نوه عیدی محمد هستند و قرار است ازدواج کنند، باید از هم جدا شوند. عیدی محمد می گوید که رعنا و حامد باید ازدواج کنند و بردن رعنا معنی ندارد و پدر رعنا نیز می گوید از نظر او هیچ دل بستگی وجود ندارد و رعنا در عراق ازدواج خواهد کرد. به رغم تصمیم بزرگترها رعنا به حامد قول می دهد که برای پیدا کردن او حتماً باز خواهد گشت و قرار آن ها این است که حامد آخرین نشانی خود را در جیب مترسک مزرعه بگذارد. وقتی خانواده رعنا به مرز می رسند، به دلیل اضطراری بودن اوضاع و مقاومت نیروهای ایرانی و عراقی، ناچار می شوند مدتی سر مرز و در کنار پاسگاه ایرانی بمانند و رعنا از فرصت استفاده می کند تا پیش حامد برگردد، اما در نهایت به اجبار و فشار پدرش دوباره پیش خانواده اش برمی گردد. حامد نیز که نگران رعنا است وقتی دوباره به مزرعه برمی گردد اسیر عراقی ها می شود. عیدی محمد که بی قراری عروسش مادر حامد را می بیند به جستجو حامد می رود و پی می برد که خانه اش تبدیل به ستاد عراقی ها شده و او نیز دستگیر می شود. هر دو داماد عیدی محمد با تعدادی از مهاجران عراقی در نزدیک مرز با عراقی ها درگیر می شوند و پدر رعنا زخمی و دیگری کشته می شود. رعنا که دوباره موقعیت را مناسب می بیند از خانواده اش می گریزد تا به مزرعه و پیش حامد برود. او سوار یک کامیون می شود و حامد نیز با استفاده از درگیری نیروهای ایرانی و عراقی، فرار می کند تا رعنا را پیدا کند. رعنا و حامد یکدیگر را پیدا نمی کنند و نیروهای ایرانی هم عراقی ها را از خانه عیدی محمد بیرون می کنند؛ در حالی که به نظر می رسد همه چیز آرام است، عیدی محمد دوباره تصمیم می گیرد در خانه اش بماند و آن جا را دوباره آباد کند. در لحظه های آخر حامد نیز به او می پیوندد

Additional information

Weight 0.050 kg
Dimensions 17 × 2 × 21 cm

Reviews دیدگاه‌ها و نظرات

preloader