Cap for Rain کلاهی برای باران
$3.95
7 in stock

Cap for Rain کلاهی برای باران

کارگردان : مسعود نوابی

$3.95

In stock


Description

کارگردان : مسعود نوابی

بازیگران : رضا عطاران ، جواد رضویان ، حدیث فولادوند ، مهران غفوریان ، مهران رجبی ، زهره حمیدی ، فلور نظری ، داریوش سلیمی ، ساناز کیهان ، پریسا رضایی ، امیر بخشنده ، مصطفی شاهری ، سیاوش سلیمی ، محسن نصیری ، سلمان بخشنده
گروه کارگردانی : سیدمحمدعلی وزیری ، سوسن دین محمد ، علیرضا گلشن مژدهی
منشی صحنه : مهرنوش الفتی
نویسنده : فریدون فرهودی
تهیه کننده : سیدمحسن وزیری
مجری طرح : سیدمحسن وزیری
مدیر تولید : سیدمحسن وزیری
جانشین مدیر تولید : سیدمحمدرضا وزیری
دستیار تولید : داوود بیراک
مدیر فیلمبرداری : مجتبی رحیمی
دستیار اول فیلمبردار : فرشاد خالقی
گروه فیلمبرداری : داوود رهنما ، حسن اصلانی ، جمال دهقان ، جعفر اصلانی
عکس : اکبر اصفهانی
تدوین : آرش معیریان
دستیار تدوین : علی رشیدی
دستیار طراح صحنه : لاله بابک ، محمدرضا میرزامحمدی
طراح صحنه : شیرین شازده احمدی
آهنگساز : امیر توسلی
صدابردار : بابک اخوان
صداگذار : جواد غلامرضایی ، مهرشاد ملکوتی
میکس : محمد حقیقی
دستیار صدابردار : وحید مقدسی ، مهرداد اکبرزاده
طراح چهره پردازی : مسعود افشار
چهره پرداز : مهکامه کاشف
گروه تدارکات : علی نوروزی ، حسین فرزانه ، رضا قنبری ، اکبر رستگار ، امیر بخشنده ، کوروش شیبانی ، شهرام عابدی ، حسن پیران

سال : ۱۳۸۵
مدت : ۱۲۰ دقیقه

ابی و جلال برای دزدی وارد خانه ای می شوند و ابی در جریان دزدی حضور باران و مادرش در خانه می شود. او هنگام خروج متوجه خودکشی باران به علت شکست عشقی در برابر پیروز می شود، اما به سرعت آنجا را ترک می کند و همراه جلال از آنجا دور می شود ولی به اصرار ابی، جلال برای نجات باران به خانه برمی گردد و به کمک مادرش او را به بیمارستان می رساند. ابی و جلال که از دزدی خانه باران چیز زیادی نصیب شان نشده، تصمیم می گیرند به دلیل شرایط مالی خوب پدر باران به نحوی خود را به او نزدیک کنند. از این رو ابی به بیمارستان می رود و وانمود می کند که می تواند شرایطی را فراهم کند تا پیروز پشیمان از رفتار گذشته، دوباره به سوی باران بازگردد. باران که قبول حرف های ابی برایش مشکل است، بالاخره می پذیرد که در صورت انجام این کار، پول خوبی را از پدرش بگیرد و به او بدهد و مبلغی هم جهت شروع کار می دهد. ابی از باران نشانی و مشخصات پیروز را می گیرد و به کمک جلال پی می برد که پیروز با بردیا در رستورانی قرار ملاقات دارند. جلال در شمایل یک زن وارد رستوران می شود و در مقابل چشمان باران که همراه ابی به آنجا آمده، وانمود می کند که پیروز قبلاً با او رابطه داشته و به همین دلیل با او درگیر می شود. ابی به باران قول می دهد که آنها در کارشان موفق خواهند شد، و باران باید به حرف های او توجه کند و به پیروز فکر نکند. کم کم حرف ها و حرکت های ابی باعث تغییر روحیه باران می شود و این همان چیزی است که پدر و مادر باران نیز متوجه شده اند. باران با ابی به محلی که پیروز به آنجا رفته می روند و بین ابی و پیروز درگیری ایجاد می شود و باران نیز سعی در نزدیک شدن به پیروز دارد، اما پیروز با بی اعتنایی، باران را از خود می راند. بعد از این ماجرا باران که بسیار پریشان شده، با ابی درگیر می شود،‌ ولی ابی می گوید که تا موفقیت راهی نمانده است

Additional information

Weight 0.050 kg
Dimensions 17 × 2 × 21 cm

Reviews دیدگاه‌ها و نظرات

preloader