Store Logo
 


  Categories::فهرست موضوعی
 





پرنده من
 
 Return to::بازگشت به Fiction/Farsi (داستانهای فارسی)


پرنده من

Nashr-e Markaz - مرکز
Fariba Vafiفریبا وفی

Item ID::کد محصول
B0000528


Bookmark and Share

$12.90

Image of پرنده من

 



نویسنده: فریبا وفی
ناشر: نشر مركز
زبان كتاب: فارسی
تعداد صفحه: ۱۴۱
اندازه كتاب: رقعی
سال انتشار: ۱۳۸۸
دوره چاپ: ۸

"پرنده من" رمانی است که لایه های پنهان زندگی راوی خود را می گشاید و پرده از گذشته ای که همواره همراهش کشیده می شود و سایه سنگین اش را بر زندگی اش تحمیل می کند بر می دارد. در آغاز "راوی" زنی است، همانند همه زنهاییکه می شناسیم. شبیه دیگران، ساده و آشنا، اما روایت راوی و بیان ماجرا از زاویه دید او، آن را برایمان دوباره متولد می کند و چهره ای دیگر می بخشد.
روایت قطعه ای داستان یا قطعات 53 گانه داستان، همانند سالهای یک زندگی یا تجربه های فردی یک آدم، یک زن، زنی که هم شبیه دیگران است و هم به آنها شبیه نیست. در طول زمان به هم ریخته داستان، هویت خویش را یافته و فردیت می یابد. شکل می گیرد و از غربتی که در خانه خویش دارد به نگاه جدید و باوری جدید می رسد. این تحول ریشه در تعامل با دیگران و تامل در خویش دارد.
آنچه محور داستان را می سازد رابطه راوی با گذشته و شوهرش است. شوهرش امیر قصد دارد برای سفرش و برای زندگی بهتر، خانه ای را که راوی سخت علاقمند آن است بفروشد. رابطه راوی با همسرش از همان آغاز داستان برای خواننده معلوم می شود. میزان علاقه او با تایید سفرش از جانب راوی رابطه مستقیم دارد. آنجاکه موافقت می کند در آغوش کشیده می شود شود و آنجاییکه مخالفت می بیند به خرس قطبی تشبیه می شود.
"همین رفتارهایت باعث می شود به تو بگویم خرس قطبی. تو از تغییر می ترسی. از تحرک می ترسی. ماندن را دوست داری ..." (ص37).
از قول و بیان راوی در می یابیم که از نگاه او دنیای مرد یعنی امیر (که نامش نیز کارکرد معنایی دارد برخلاف راوی که نامی ندارد) خیلی بزرگتر و عالمانه و عاقلانه تر از دنیای کوچک و سطحی و حسی راوی است، دنیایی به دور از هرگونه پیچیدگی!.
"تا وقتی امیر در خانه است اجازه ندارم نادان باشم. برای همین صبر می کنم تا او بیرون برود." (ص10).
زاویه دید اول شخص زن بجای دانای کل این امکان را به نویسنده داده تا بتواند دنیای ساده و جهان زنان داستان خود را به خوبی بسازد و خواننده خود را هم حس با داستان خویش بسازد تنها قطعه چهارده است که اول شخص روایت نمی شود. آنچه باعث لذت بخش شدن خوانش داستان می شود گذشته از زبان ساده و صمیمانه و نثر بی تکلف داستان.
تصویرهای آشنایی است که راوی از خاطرات گذشته اش برای خواننده ترسیم می کند و تصوراتی که از شخصیت های زندگی اش ارائه میدهد که از قطعه بیست یعنی صفحه 56 کتاب به بعد ریتم تندتری به خود می گیرد.
آقا جان، عمو قدیر، مامان، شهلا و مهین در کنار قصه رفتن امیر، داستان های جداگانه ای برای خودشان هستند که هم رمان را پرقصه تر و هم لذت خواندن را برای خواننده افزون تر می نمایند هر چند گاهی غالب بر قصه امیر می شوند و قصه ای دیگر با محوری دیگر می سازند.
یکی دیگر از نکاتی که می توان در این داستان برشمرد حرکت شخصیت اصلی داستان یعنی راوی است زنی که از زیر آوار تحمیل ها و تحمل ها سر بیرون می آورد و از ایستایی و سکوت به اعتراض و حرکت می رسد. تفکر همسر او امیر و آن حس مالکیت "مهم نیست که دیگرانت که بوده اند و چه کرده اند فقط تو اهمیت داری و از حالا به بعدت که مال من است ..." (ص16) و نقش تعیین کنندگی او (ص48) راوی را به سمتی می برد که واکنش نشان دهد و به سمت تغییر برود، یعنی راوی عقده حقارت، بی توجهی و تحقیر شدگی خود را با خیانت (ص42) عناد (ص36 و 49) و در نهایت رفتن (ص141) جبران می نماید. حس مقابله و تلافی و شاید تنفر در مورد شادی دختر کوچک راوی نیز نمایش داده می شود. آن هم تنها یک خط پایین تر از عمل مردسالارانه امیر! .
"شاهین شادی را می زند و شادی تف می اندازد" (ص48). از شاخصه های دیگر این زمان می توان به زبان قیاسی و تشابهی آن اشاره نمود. راوی در سراسر کتاب در موضوعات مختلف افراد را با هم قیاس کرده و شباهت ها و تفاوتهایشان را به طور مستقیم بیان می کند حتی آنجاییکه از قول دیگران سخن می گوید. "مامان می گوید: محله شما مثل صندوق خانه است." (ص7) اما این قیاس ها در مورد شخصیت ها به تضاد می انجامد و شباهت ها به تفاوت ها.
"محبوب لوطی است، مامان می گفت محبوب از دیوار راست بالا می رفت ... مثل من تپاله نبود ..." (ص35). "من چسبم، مامان نچسب است ... (ص95). "آقا جان همیشه جلوتر می رفت ... ولی امیر مثل او نیست ..." (ص104). نکته قابل بحث در این داستان، تعارض ذهنی و فکری راوی است. زن در عین نفرت نسبت به همسر خود، چنان او را مورد لطف و نوازش قرار می دهد که باور خواننده دچار شک و اعتمادش به تردید بدل می گردد. (ص59) این تعارض گاه در تفکر راوی روی می دهد و او را از قالب خود خارج می سازد. یعنی راوی در آغاز داستان و درطول داستان، زنی معمولی و ساده ساخته می شود، اما گاهی دچار نگاه و تفکر فیلسوفانه می شود. "حیاط خلوت پر از بوی شنبلیله است. همسایه بالایی دستگاه سبزی خردکنی دارد که با آن کیلو کیلو سبزی خرد می کند..." (ص11).
"من می ترسیدم از تاریکی ... برای همین صدایم در نمی آمد. صد جور بازی در می آوردم که دیده نشوم. یواش یواش از چشم خودم هم پنهان شدم ... با این گم گشتگی بزرگ شدم. گم گشتگی عمیقی که پیدا شدنی در کار نبود ..." (ص46).
این دو گانگی در ساخت داستان نیز به چشم می خورد، به عبارت دیگر، نیمه ابتدایی داستان از ساختی بسامان و منسجم برخوردار است اما داستان هر چه به پایان نزدیک می شود، پرگوتر و کمی سست تر می شود به گونه ای که احساس می شود داستان دچار اطناب شده و قصه بی هیچ حرف تازه و دلیلی کش آمده است.
در پایان می توان گفت: "پرنده من" به لحاظ سادگی و صداقت و پرداخت خوبش و نیز جسارت نویسنده اش در پرداختن به چنین موضوعاتی که کمتر نویسنده ای شجاعتش را می یابد با آن درگیر شود قابل تقدیر و توجه می باشد و نشان از آن دارد که شایستگی آن را داشته که جوایز متعددی را به خود اختصاص دهد





 

Price: $12.90
Shipping Estimate (Canada): $5.50
Shipping Estimate (USA):$7.50


In Stock, Delivery Time: 2-4 weeks (from Iran) ارسال از ایران - تحویل بین ۲ تا ۴ هفته

Quantity:
Related Product::آثار پیشنهادی دیگر
حتی وقتی می خندیم Image of پرنده من
در راه ویلا Image of پرنده من
رازی در کوچه Image of پرنده من
رویای تبت Image of پرنده من

Home::صفحه نخست  |  Contact::تماس با ما  |  View Cart::سبد خرید  |  Your Account::حساب شما  |  Beh Graphics Ltd.